بىسوز تو ، من شكسته سازم * بازيچهء فصل كودكانه
با عشقت « امير » همچو دريا * صاف است و زلال و بىكرانه
قدح ماه صيام
ماه مهمانى حق ، ماه صيام است اى دوست * جوهر فطرت اين ماه ، پيام است اى دوست
كاروان در ره و ره ، پر ز حرامى باشد * رمز توفيق در اين ره به نظام است اى دوست
شرطها دارد و احراز شروطش شرط است * اوّلين شرط وفا يكدوسه گام است اى دوست
گام اوّل كه نهى پاى در اين وادى حق * نوش كن از مى عشقى ، كه به جام است اى دوست
گام ديگر به سلاسل بكِشى نفس دنى * بر تو ناكامى نفست ، همه كام است اى دوست
گام سوم عملى كن همه نيّات درون * همه غير از عملى را ، كه حرام است اى دوست
در محك گر زر تو ، خالص و بىغش بشود * پادشاه هَوَست ، بر تو غلام است اى دوست
عشق بايد كه به ميدان ارادت تازد * عقل را در حرم عشق چه نام است اى دوست
طلبت گر همه ديدار رخ حضرت اوست * عاشقى پيشه كن اين ختم كلام است اى دوست
مست مىشد چو « امير » از قدح ماه صيام * گفت اينست مرا ، آنچه مرام است اى دوست