تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
گفتگوها داشت نقش داريوش * از گذشت روزگار بيستون رنگ‌ها از عشق خونين داشتند * دشت و هامون در ديار بيستون باد در دامان صحرا مىنواخت * شب سرود مرگ‌بار بيستون ابر چون شيرين ارمن مىگريست * در سحرگاه بهار بيستون ديدم از شبديز و شبرنگ آشكار * نقش پا در رهگذار بيستون مىشنيدم از وراى صخره‌ها * ناله‌هاى زارزار بيستون شكوه‌ها از تيشهء فرهاد داشت * خاره سنگ كوهسار بيستون عشق‌ها ، دلدادگيها ، رازها * گشته مدفون در كنار بيستون بر فراز كوه‌كن روييده بود * لاله‌هاى داغدار بيستون حسن شيرين عشق خسرو خاك شد * سوت و كور افتاده بار بيستون رُسته خار نامرادى جابه‌جا * جاى گل در لاله‌زار بيستون اختران ديدم كه سوسو مىزدند * بر بلنداى حصار بيستون مانده گويى در ره شيرين هنوز * ديدگان انتظار بيستون مىنشيند بر دل دردآشنا * از تأثّر نيش خار بيستون چشمه‌سار آهسته نجوا مىنمود * تا ز رخ شويد غبار بيستون مشت آبى بر سروصورت زدم * از سراب خوشگوار بيستون همچو رؤيا از خيالم محو شد * دولت ناپايدار بيستون بيستون خود سوگوار عشق‌هاست * شد دل من سوگوار بيستون اين چكامه بازتاب اشك‌هاست * كرد « امير » امشب نثار بيستون