تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
* * *
وعيد و وعده‌ها و حرف تا چند * ز غارت پر هميشه ظرف تا چند چُو گرگى در لباس ميش تا كى * چُو كبكى سر به زير بَرف تا چند * * * قد بالا بلايت را بنازم * دُو مست ناقلايت را بنازم دلم در دام گيسويت اسيره * اسير مُبتلايت را بنازم * * * ز غم درد ديده سيل ژاله دارم * دل از جَور زمانه لاله دارم مرا از دشمن دانا غمى نيست * ز دست يار نادان ناله دارم * * * شنو فرزند پندى از اميدى * مشو تسليم يأس و نااميدى اگر ديدى رفيقى نامُناسب * رهايش كُن شتر ديدى نديدى * * * به مژگان خونم ار ريزى وكيلى * به زُلف از حلقم آويزى وكيلى به اين مجنون اگر با تيغ ابرو * به جنگ آيى و بستيزى وكيلى * * * مرا جُز راه يزدان كى هدف بى * اميدم كى بجُز شاه نجف بى بدُنيا گر ندارُم مال و ثروت * خوشم از آنكه اولادم خلف بى * * * شدم آن لحظه حيرون تو اى يار * كه ديدم نيمه مستون تو اى يار خدا دُونه كه آتش زد بجونم * پياله‌هاى چشُمون تو اى يار