تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
اينك نمونه‌هايى از شعر او :

حديث عشق

شكوفا شد گل روى محمّد * شدم شيداى ابروى محمّد نمىبينى جهان را گر بگردى * گلى همسان و هم‌بوى محمّد معطّر گشته ياس و ناز و نرگس * به زير زلف شب‌بوى محمّد به طلعت شهرهء آفاق گردد * غلام خال هندوى محمّد اگر داود بردارد سر از خاك * شود مرغ سخنگوى محمّد ندارد سايه ، زيرا عين نور است * جسيم سروِ دلجوى محمّد شدم شيداى شهرآشوب رويش * خوشا خُلق خوش و خوى محمّد حديث عشق و شرح گلشن راز * شميم زلف خوشبوى محمّد حرير نازك گل‌هاى زيبا * معطّر گشته از بوى محمّد كمند ابروانش قاب قوسين * فلك در بند گيسوى محمّد اميدوارم كه تا روز قيامت * نشينم بر سر كوى محمّد به عمرى عهد كردم با عزيزان * كه باشم من ثناگوى محمّد

السلام عليك يا ابا عبد اللّه الحسين به زبان حرّ بن يزيد رياحى

مرغ شيدا رو به‌سوى كربلا آورده است * كوله‌بارى از مناجات و دعا آورده است سايه اندر سايه‌اش منزل به منزل مىروم * ساقى گل‌چهرهء گلگون قبا آورده است از براى يارى دين خدا در كربلا * با خودش هفتاد و دو مشكل‌گشا آورده است حجله‌اى را عمّه‌اى آيينه‌بندان مىكند * اهل بيتش را عروسى يا عزا آورده است ؟ كودكى همراهشان شيرين زبانى مىكند * گوييا خورشيد ما خود قرص ماه آورده است در نظر دارد حنابندان شبى بر پا كند * نوگُلى چون قاسم نو ، كدخدا آورده است