اينك نمونههايى از شعر او :
حديث عشق
شكوفا شد گل روى محمّد * شدم شيداى ابروى محمّد
نمىبينى جهان را گر بگردى * گلى همسان و همبوى محمّد
معطّر گشته ياس و ناز و نرگس * به زير زلف شببوى محمّد
به طلعت شهرهء آفاق گردد * غلام خال هندوى محمّد
اگر داود بردارد سر از خاك * شود مرغ سخنگوى محمّد
ندارد سايه ، زيرا عين نور است * جسيم سروِ دلجوى محمّد
شدم شيداى شهرآشوب رويش * خوشا خُلق خوش و خوى محمّد
حديث عشق و شرح گلشن راز * شميم زلف خوشبوى محمّد
حرير نازك گلهاى زيبا * معطّر گشته از بوى محمّد
كمند ابروانش قاب قوسين * فلك در بند گيسوى محمّد
اميدوارم كه تا روز قيامت * نشينم بر سر كوى محمّد
به عمرى عهد كردم با عزيزان * كه باشم من ثناگوى محمّد
السلام عليك يا ابا عبد اللّه الحسين به زبان حرّ بن يزيد رياحى
مرغ شيدا رو بهسوى كربلا آورده است * كولهبارى از مناجات و دعا آورده است
سايه اندر سايهاش منزل به منزل مىروم * ساقى گلچهرهء گلگون قبا آورده است
از براى يارى دين خدا در كربلا * با خودش هفتاد و دو مشكلگشا آورده است
حجلهاى را عمّهاى آيينهبندان مىكند * اهل بيتش را عروسى يا عزا آورده است ؟
كودكى همراهشان شيرين زبانى مىكند * گوييا خورشيد ما خود قرص ماه آورده است
در نظر دارد حنابندان شبى بر پا كند * نوگُلى چون قاسم نو ، كدخدا آورده است