تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
روزى به پيچ‌وتاب ز هم‌چشمى رقيب * روز دگر به كام خوش و شادمان گذشت با دوستان يكدل و ياران نازنين * ايّام پرنشاط ، چو تير از كمان گذشت اين زندگى مخالف فكر و قياس ماست * مهمل‌تر از خيال و قياس و گمان گذشت در انتظار صبح دل‌افروز و روشنى * شبهاى تار و تيره بخواب گران گذشت درياى درد و محنت و تشويش زندگى * بر غير آشنا به شنا بيكران گذشت ناخورده سير از سر سفره به خاستم * ناچيده گل ، دريغ گل از گلستان گذشت جز قلب آتشين دگر از من نشانه نيست * آتش بجا بماند اگر كاروان گذشت بايد چو باد آمد و چون ابر نوبهار * با اشك حسرت از سر اين بوستان گذشت بازم به چشم جلوه كند زندگى چنان * بينم كه شعر بهتر از اين بر زبان گذشت بايد چو آفتاب ز بالاى خاكدان * بر تخت زرنگار تبسّم كنان گذشت « امّيد » و آرزو و هوس پايدار نيست * از هرچه پايدار نباشد توان گذشت