تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
چكامه‌اى كه در زير ملاحظه مىكنيد تنها اثرى است كه از او در اختيار داشتم و به نقل آن پرداختم ، اميد است كه در چاپ بعد بتوانم به آثار ديگر او دسترسى پيدا كنم .

گذشت

بس سالها گذشت و ندانم چسان گذشت * عمرى بسر رسيد و زمان رايگان گذشت با نقد عمر جنس ندامت خريده شد * خوش‌دل كه در معامله سود و زيان گذشت طومار زندگى همه يك شكل و يكنواخت * يكسان گذشت گرچه چنين و چنان گذشت دوران كودكى همه بازى و خنده بود * بازى گذشت و خنده گذشت و زمان گذشت يك شب به ياد دارم از آن عهد كودكى * از خاطرات كودكيم كى توان گذشت ؟ مه در خيال من كه يكى توپ بازى است * شايد به آسمان ره دروازه‌بان گذشت از مادرم بخواستم آن توپ نور باش * بر چهره‌ام سرشگ دو ديده روان گذشت ايّام كودكى سپرى شد . وداع كرد * آن روزهاى بىخبرى تيرسان گذشت در راه كسب علم و هنر سالها برفت * آمد بهار و درى شد و فصل خزان گذشت گاهى سر كلاس بتفريح و خوشدلى * گاهى بفكر درس به آه و فغان گذشت يك شب در اين خيال : شب امتحان رسيد * روزى بدين طرب : كه گه امتحان گذشت