چكامهاى كه در زير ملاحظه مىكنيد تنها اثرى است كه از او در اختيار داشتم و به نقل آن پرداختم ، اميد است كه در چاپ بعد بتوانم به آثار ديگر او دسترسى پيدا كنم .
گذشت
بس سالها گذشت و ندانم چسان گذشت * عمرى بسر رسيد و زمان رايگان گذشت
با نقد عمر جنس ندامت خريده شد * خوشدل كه در معامله سود و زيان گذشت
طومار زندگى همه يك شكل و يكنواخت * يكسان گذشت گرچه چنين و چنان گذشت
دوران كودكى همه بازى و خنده بود * بازى گذشت و خنده گذشت و زمان گذشت
يك شب به ياد دارم از آن عهد كودكى * از خاطرات كودكيم كى توان گذشت ؟
مه در خيال من كه يكى توپ بازى است * شايد به آسمان ره دروازهبان گذشت
از مادرم بخواستم آن توپ نور باش * بر چهرهام سرشگ دو ديده روان گذشت
ايّام كودكى سپرى شد . وداع كرد * آن روزهاى بىخبرى تيرسان گذشت
در راه كسب علم و هنر سالها برفت * آمد بهار و درى شد و فصل خزان گذشت
گاهى سر كلاس بتفريح و خوشدلى * گاهى بفكر درس به آه و فغان گذشت
يك شب در اين خيال : شب امتحان رسيد * روزى بدين طرب : كه گه امتحان گذشت