دانشگاه شدم از افاعيل عروضى هيچ نمىدانستم استادم در امتحانى كه دربارهء شعرى از رودكى از ما گرفت خواسته بود وزن شعرها را مشخص كنيم و من قبل از امتحان از همكلاسانم دربارهء اوزان عروضى پرسيده بودم و آنان نيز با عجله چند ركن « مفاعيلن » و « فاعلاتن » را برايم نام برده و گفته بودند از ريشهء ( ف ع ل ) كلماتى مىسازند و بوسيله آنها وزن شعر را بدست مىآورند و يك بيت را تقطيع مىكنند پس از تصحيح برگههاى امتحانى استاد مرا خواست و گفت همهء بيتها را اشتباه تقطيع كردهاى امّا متعجب بود كه همه جا با افاعيل اشتباه وزن شنيدارى درستى به دست دادهام مثل : اى آنكه غمگنى و سزاوارى به جاى مفعول فاعلات مفاعيلن ( مفعل فعال و فاعلتن فاعل ) نوشته كه نادرست بود بعدا در كلاس عروض دكتر بهزادى با قواعد عروض آشنا شدم تا جايى كه بعدها وزن نامهاى بر ديوان حكيم ناصر خسرو تأليف دكتر جعفر شعار را نوشتم .
الهه از ميان شعراى متقدم به حافظ و اشعار او و عشق مىورزد و از اشعار خيام لذت مىبرد و شعر اخوان ثالث را نيز دوست دارد .
مهمانى سكوت
باور نمىكنم ز پلشتى ، سلام را * باور نمىكنم ز جهان اين پيام را
يا طعمه باش و پيش سگان ريزهريزه ريز * يا گرگ باش و يكسره بگشاى كام را
در سوگ مهربانى و در ماتم اميد * بايد كه خط زنم ز كتاب اين دو نام را
وقتى كه مهر ، راز نگاه من و تو نيست * بايد كه سر بريد كلاغِ كلام را
در آرزوى بوى كبوتر چه فايده * پيمودن اين محبتِ كج نردبام را
در محفلى كه تحفهء تو جز صداقت است * خواهم بريد پاى نويد و خرام را
امشب بيا دوباره به مهمانىِ سكوت * با من بمان و صبح كن اين تيره شام را