تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
گاه خشكيده ، گاه سبزيدم * گاه شاخيده ، گه نهاليدم گه زبان را چو تيغ تيزيدم * گاه كرديده ، گاه لاليدم گه به منبر نرفته وعظيدم * گاه قرئيده ، گه مثاليدم گاه خستيده ، گاه لختيدم * گه ملوليده ، گاه ملاليدم گه به شهر و گهى دهاتيدم * گاه جاهيده ، گه جلاليدم گاه مرديده ، گاه زنديدم * گه حراميده ، گه حلاليدم گه كماليده ، گاه نقصيدم * گاه نقصيده ، گه كماليدم گاه روشن شدم ، گهى تاريك * گه گِل آلوده ، گه زلاليدم آنكه طرزيد طرز « طرزى » را * من به ( افكارش ) احتماليدم

قسمتى از يك ترجيع‌بند

اى شوخ ستمگرِ جفاكيش * اى يار غنى ز درد درويش اى لعلِ تو بهر ديگران نوش * شهدِ سخنت به جان من نيش صد بار نگفتمت كه منشين * در پاى حديثِ هر بدانديش ؟ چو پند مَنَت نمىدهد سود * مشنو كه زيان برى ز حدّ بيش تغيير چه داده‌اى قضا را * بيگانه چه گشته‌اى تو از خويش دوشينه به موسم سحرگه * رفتم پىِ دل به قصدِ تفتيش اين نكته ز غيب هاتفى گفت * بر گوشِ من حزينِ دل‌ريش : هركس كه كمت گرفت ، كمش گير * انگار كه مرده ، ماتمش گير تا يار من از كنارِ من رفت * صبر و دل و اختيار من رفت ياران نواش مباركش باد * چون كهنه شد از كنار من رفت دردا ! كه گذشت كارم از كار * آوخ ! كه ز چشم يار من رفت خون جاى سرشك گشت جارى * از ديده چو آن نگار من رفت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 344 | سيد محمد باقر برقعى