نيز دست دارد و اوقات فراغت را به كار نقّاشى و مطالعه كتاب و سرودن شعر مىپردازد .
خانم لطفى عقيده دارد : « عشق در هر كارى منشاء پيروزى و اوج انسان است و عشق در نهاد من ، جايگاهى رفيع دارد همه چيز را عاشقانه مىبينم ، به خداوندى كه آفريدگار است و خالق زيبائيهاست عشق مىورزم ، مردم و خانواده را عميقا دوست دارم و با عشق رشد كردهام . »
افسون در سرودن انواع شعر از غزل و مثنوى و چهار پاره و رباعى و دوبيتى طبعآزمائى مىكند امّا بيشتر قالب غزل را بيشتر دوست دارد و آثارش در مجله وزين هنرپو كه به مديريت استاد محمد كاظم سالمى منتشر مىشود به چاپ مىرسد و همچنين در مجموعههاى بر گستره شعر كه گزيده آثار شاعران است از سوى انتشارات سالمى به زيور طبع آراسته مىگردد .
در عالم شيدائى . . .
كوچه گَردِ كوچكِ تنهائىام * با تو در يك عالمِ شيدايىام
مىرسى امشب به مرزِ عاشقى * همسفر با اين دلِ رؤيائىام
با تو سرشار از بلوغِ شاعرى * نغمهام ، شورم ، پُر از زيبائىام
مرغ ماهيخوارِ غمها گشتهام * بسكه خامَست اين دلِ دريائىام
موجِ دردى مىشود در چشمِ تو * اشك اقيانوسِ ناپيدائىام
مانده در جغرافياى سادگى * تار و پودِ اطلسِ تنهائىام
بِكر مانده دُخترِ اشعارِ من * نوعروسِ حجلهى ليلائىام
هر كلامم واژهى آغوشِ تُست * پرعطش چون لالهى صحرائىام
مىسُرايم با لبانم بوسه را * محوِ اين اشعارِ بىپروائىام
همچو « افسون » را دل را گفتهام * بعد از اين من ماندم و رسوائىام