تلاطم
مرا در پيچ چشمت جاى مگذار * بيا دست دلم برگير و بردار
تو فصل رويش عشقى ، عزيزى ! * برايم مىشدى اى كاش تكرار !
ركودم را ، سكوتم را ، دلم را * به درياهاى پرامواج بسپار
تو دارى نوشداروى من و ، من * هميشه زخمى و بيمار بيمار
و حلّاج نگاهم را كشيدند * به جرم انتظارت بر سرِ دار
شنيدم ديشب اينجا در غريبى * و يا شايد ميان موج تكرار
نيستان دل من ناله سرداد * مرا در پيچ چشمت جاى مگذار
ياد آن روزها به خير !
يكزمان ما هم دل آيينهوارى داشتيم * در فراسوى غريبىها تبارى داشتيم
دستهامان فصل روييدن براى عشق بود * سينههايى زخمى ، امّا بىغبارى داشتيم
دفتر سبز غزل در آسمانها راه داشت * چشمهاى عاشق و شبزندهدارى داشتيم
نقش ما در صفحهء هفت آسمان ترسيم بود * شوق بودن در پناه تكسوارى داشتيم
كينه و نامردمى الفاظ نامفهوم بود * با صداقت ، عاطفه ، با مهر كارى داشتيم
ياد باد آن روزها ! با زورق احساسمان * در دل امواج شادىها گذارى داشتيم