ناگاه از التهاب افتاد * گويى دگر از ركاب افتاد
دل بوسه به روى لالهها زد * نى گونه ز ناى نينوا زد
نى نامهاى از كبوتران گفت * داغ دل خود به آسمان گفت
آن شب دل من چقدر تب داشت * گويى كه مى از خدا به لب داشت
آن شب دل من غرق عزا بود * آغشته به خون كربلا بود
آن شب دل من عزاى غم داشت * اين مرثيه را ز ديده كم داشت
كوچهء عبور
شب كه مىرسد دلم كوچهء عبور توست * خلوت شبانهام ، روشن از حضور توست
بازهم تو استوار ، گام مىنهى به راه * اين نگاه عاشقم مست از غرور توست
آمدى به خواب من ، آه ! اين سعادت است * صبح ديدم آفتاب ، انعكاس نور توست
منتظر نمىشوم بيش از اين دگر بيا * وقت استخاره نيست ، نوبت ظهور توست
روز هم كه سر شود ، سرخوشم از اينكه باز * شب كه مىرسد دلم ، كوچهء عبور توست
غربت
هجوم تلخ تنهايى در اين غربت چه غمگين است * ولى ماندن به عشق تو خدا داند كه شيرين است
كسى با من نمىگويد حديث وصل رويت را * مگر سجادههايى را كه با عشق تو آذين است
در اينجا هركسى رسمى براى خويشتن دارد * مرا پرواز در چشم غزل پروازت آيين است
مسيح انتظارم را زمان مصلوب كرد اى سبز ! * طبيب بغضهاى من دوبيتىهاى خونين است