جذب كانون گرديد و به عنوان مشاور فرهنگى آن برگزيده شد .
آتش از شعراى توانا و خوشقريحهاى است كه در انواع شعر طبعآزمايى مىكند و آثار او در روزنامهها و مجلهها طبع و نشر مىگردد .
فروغ محبّت
فاصلهها را به يك ترانه شكستم * راه تو را در عبورِ ثانيه بستم
با تو ز شبهاى رنج و حادثه گفتم * چشم به راهِ قيام صبح نشستم
رشتهء پيوندهاى كُهنهء غم را * باز به شوق اميد و عشق گسستم
بادهء من تا ز چشمِ مست تو باشد * پيشِ نگاهت مدام بى خود و مستم
مذهب تو زهد و علم و پاكى و تقوا * كيش من اين است : رند و بادهپرستم
در رخِ ماه تو ، اى فروغ محبّت * خيره و حيران ز صبحِ الستم
گر به سلامت گذشتى از سرِ « آتش » * دامنت افتد شبى دوباره به دستم
دامن آتش
ايمان من آيين چشم آبىات بود * وقتى كه جارى مىشد از دشت صداقت
تا اعتقادم كعبهء روى تو بوده است * دارد جبينم در عبادت با تو عادت
* * * فهميده بود زندگى را از نگاهت * در لحظههاى سرد و بىروحِ فسردن
در باغ اگر صدها گل و سوسن برويد * بايد كه تخت لاله را بر دوش بردن
* * * در صبحگاه التماسِ دل بريدن * دستِ زمان احساس را بر دار مىزد
گلدستههاىِ مهربانى سبزتر بود * وقتى كه گلبانگِ وفا را جار مىزد
* * * آن شب كه شوقم گوشههاى بىكسى مُرد * تنهاتر از من هيچكس پيدا نمىشد