شعر خود كوشيدم و با فنون شعر و رموز آن آشنايى يافتم ، در همين سالها اشعارم در پارهاى از مجلهها و روزنامهها مانند اطلاعات هفتگى و روزنامه جمهورى اسلامى به چاپ مىرسيد .
اعرابى در كنگرههاى شعر بسيج و هفته دفاع مقدس و كنگره آزادى خرمشهر و ديگر جشنوارههاى شعر شركت داشته و آثار خود را عرضه مىداشته است و چند سالى نيز در انجمن ادبى محيط و انجمن ادبى غزل شركت مىكند و آثار خود را عرصه مىدارد و هم اينك نيز در انجمن دوستداران حافظ مشغول تدريس و شرح غزليات حافظ مىباشد و همچنين علمى آموزشى دبيران ادبيات شعر خوانى را عهدهدار است .
صد حيف
با آنكه در طراوت تو شك نيست * در باغ بوسهات گل ميخك نيست
افسوس مىخورم كه چرا دستم * بر دستهاى سبز تو پيچگ نيست
در امتداد آبى چشمانت * درياست كز نگاه تو منفك نيست
يك عشق خرّميم ولى صد حيف * در دين تو نشانه با يك نيست
گفتم غزل براى تو بنويسم * اما غزل سزاى تو بىشك نيست
جان پناه
چراغ خلوت خورشيد روى ما بشماست * فراز خانه ناحيدر خانقاه شماست
در اين غروب كه جايى براى پنجره نيست * هزار پنجره پرواز در نگاه شماست
به غير عاطفه احساس سرافرازى و كشور * درين ميانه فقط عشق اشتباه شماست
شما كه روح بلند شجاعت و صبريد * محيط واژهى احساس جان پناه شماست
كجاست يك نفر از نسل آدم و حوا * چنين عزيز شمائيد اين نگاه شماست