تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
مهدى است قطب ما كه همه عالم * بر سروريش منتظر از جان است اى مهدى نجات ده امّت * بازآ كه وقت آمدن الآن است

خاندان علم « 1 »

سر دهم بعد بسمله حمدش * شكر او واجب عيان باشد يادش از عشق مىبرد ذرّه * سوى درّه چو كهكشان باشد دايره كائنات سرگردان * از مكان تا به لامكان باشد مست عشق الستىاش آدم * از بلى گفتنش زبان باشد حمد و تسبيح ربّى الأعلى * از زمين تا به آسمان باشد ما كجا شكر از اعمَلُوا به كجا * آل داود را نشان باشد دم زنم از سلام بر خاتم * تا به مهدى كه روح و جان باشد برقعى ، خاندان علم زِ قُم * باقرش از پدر نشان باشد آمده معجزه ز كلكش هان * زنده‌دار سخنوران باشد قم ز موسى مبرقع است منير * برقعى هم ز خاندان باشد روشنىبخش محفل ادب است * بر معارف ز چيرگان باشد برده با ذكر ، دست سوى خدا * تير آهش ، به آسمان باشد راه صدساله را به ده‌ساله * طى نموده چو از مهان باشد قاف تا قاف هر سخنور را * بىنشان ، برده در نشان باشد عهد او را خدا به‌جا آرد * زين اثر زنده شاعران باشد ياد او هم به صنعت توشيح * نظم « اشراق » جاودان باشد
هامش
( 1 ) - اين شعر موشّح را شاعر از راه لطف و عنايتى كه به نگارنده كتاب دارند سروده است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 288 | سيد محمد باقر برقعى