با درايت ز آنچه شد تقرير * طعم زن را به ظنّ خود برگير
رمز مكنون زن بگفتم ، هان ! * مزّهاش را از اين وجيزه بخوان
مناظره رينگ و تاير
شنيدم كه تاير به گفتا به رينگ * تو را عزّت از نرمش من بزاو
و گرنه چگونه به سنگيندلى * كشى جاده را در كف القياد « 1 »
به نرمى چنين گفت آن سختكوش * مكن دل به اوهام بيهوده شاد
نشو اينقدر غرّه بر كار خويش * بر زحمت ديگران را زياد
ندانى كه استاد فرزانه كرد * عنان تو و من به كابين باد
آب رفته
نيست جاى بحث و فحض و گفتگو * « آب رفته برنمىگردد به جو »
آب رفته ، همچو عمر رفته ، رفت * باطل از خواب تغافل شد وضو
رسوايى
برگردان از آثار « بيلى تيس » شاعره يونانى
يك بوسه گرفت و باز آمد * تا بوسهء ديگرى بگيرد
آن لحظه كه بار ديگر آمد * تا غنچهء بوسهاى بچيند
بستم به دو دست چهرهام را * گفتا كه مترس و ناز كم كن
كس بوس و كنار ما نديده
هامش
( 1 ) - القياد : گردن نهادن - رام شدن .