تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
با درايت ز آنچه شد تقرير * طعم زن را به ظنّ خود برگير رمز مكنون زن بگفتم ، هان ! * مزّه‌اش را از اين وجيزه بخوان

مناظره رينگ و تاير

شنيدم كه تاير به گفتا به رينگ * تو را عزّت از نرمش من بزاو و گرنه چگونه به سنگين‌دلى * كشى جاده را در كف القياد « 1 » به نرمى چنين گفت آن سخت‌كوش * مكن دل به اوهام بيهوده شاد نشو اين‌قدر غرّه بر كار خويش * بر زحمت ديگران را زياد ندانى كه استاد فرزانه كرد * عنان تو و من به كابين باد

آب رفته

نيست جاى بحث و فحض و گفتگو * « آب رفته برنمىگردد به جو » آب رفته ، همچو عمر رفته ، رفت * باطل از خواب تغافل شد وضو

رسوايى

برگردان از آثار « بيلى تيس » شاعره يونانى
يك بوسه گرفت و باز آمد * تا بوسهء ديگرى بگيرد آن لحظه كه بار ديگر آمد * تا غنچهء بوسه‌اى بچيند بستم به دو دست چهره‌ام را * گفتا كه مترس و ناز كم كن كس بوس و كنار ما نديده
هامش
( 1 ) - القياد : گردن نهادن - رام شدن .