تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
[ ] اى بت‌شكن بيا ! بت‌هاى قرن ما از اوج افتخار ، به درياى نيستى با تيشهء خدايى تو سرنگون شود . [ ]

مىدانم

هوا مسموم و سنگين است نفس در سينه چون بارى گران بر دوش مىماند چراغ كوكبى در آسمان زندگى روشن نمىبينم و بر ويرانه ، كاخ آرزوها ، جغد غم مستانه مىخواند نه از عاشق رسد ، معشوقه را خطّى و پيغامى نه خنده مىنشيند بر لب افسرده جامى چه بايد كرد ؟ مىگويند ما را سرنوشت اين است ! و مىخواهند و مىگويند : چاره ، صبر و تمكين است نه ! من هرگز به اين تسليم شرم‌آور نينديشم اگرچه معتكف در كهنه دير خوف و تشويشم نه من حربانىام دامن نيالايم به هر سنگى