تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠

شب عاشق

شب است و ماهتاب عالم افروز * بتابد كم‌كم از لاى چناران صفاى ماهتاب و عشق جان‌سوز * صفابخش شب شب‌زنده‌داران
* * *
سكوت شب‌شكن شد نالهء آب * نواى مرغ شب شد همدم او در اين بزمى كه دارد باغ و مهتاب * خدايا ! آن گل نورسته‌ام كو ؟
* * *
به ياد او كنم شب‌زنده‌دارى * كه يادش روح‌بخش جسم و جان است چه سازد غير اشك و آه و زارى * چو من مرغى كه دور از آشيان است
* * *
نسيم صبحدم با خنده گفتا : * كه اى عاشق تو را اين ناله‌ها چيست بگفتم ، غافل از شوريده دل‌ها * مرا اين لذّتى از زندگانى است
* * *
به ناگه اين ندا آمد به گوشم * « چه خوش بىمهربانى هر دوسر بى » « 1 » سزاوار است پندش در نيوشم * « كه يك سر مهربانى دردسر بى »
* * *
خريدارم ، خريدارم ، خريدار * هميشه لذّت دردسرش را منم سوداگر اين كهنه بازار * كه تا جويم زمانى گوهرش را

پيغام حسين

امروز جهان تشنهء پيغام حسين است * بر تارك عالم همه جا نام حسين است آن قصّه كه شد از غم آن پشت فلك خم * بىشبهه توان گفت كه آلام حسين است
هامش
( 1 ) - دو مصراع از باباطاهر عريان است .