تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠

با پاى برهنه

زان فتنهء خونين كه به بار آمده بود * خورشيد ولا ، بر سر دار آمده بود با پاى برهنه ، دشت‌ها را زينب * دنبال حسين ، سايه‌وار آمده بود

حماسه‌سازى

در مسلخ خويش ، عشقبازى كردند * با خون گلو ، حماسه‌سازى كردند هفتاد و دو خيمهء عطشناك ، آن روز * با حلق بريده ، سرفرازى كردند

آزادترين !

آزادترين غلام ، در ميدان بود * از زمرهء پارساترين ياران بود در صحنهء حقّ و باطل عاشورا * حرّ بود كه بازگشته بر ايمان بود

ايثارگران

ايثارگرانِ شطّ عرفان بودند * بر خيمهء عاشقان ، نگهبان بودند هرچند كه بىشكيب و عطشان بودند * مانند هزار چشمه ، جوشان بودند

اى آب

اى تير ! سوى مَشك من اين‌سان بلا مريز * بر من ببار ، بهر خدا آب را مريز ! هرچند مَشك و دلم را دريده است * اى آب ! همّتى كن و تا خيمه‌ها ، مريز !

وفاى به عهد مسلم

چاووش قطار خون و دردى مسلم ! * خورشيد شب سياه و سردى مسلم ! در كوفه حضور غيرت و بيعت نيست * تنها تو وفا به عهد كردى مسلم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 250 | سيد محمد باقر برقعى