تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

فراز نيزه

فلك به چهره كشد از حيا نقاب مگر * و گرنه ، ديد توان اين همه عذاب مگر ؟ به كام فاجعه مىريزد آسمان و زمين * نشسته جغد بر اين خانهء خراب مگر ؟ لبان تشنه دريادلان به فرياد است * خداى را ، شده درياچه‌ها سراب مگر ؟ صلاة ظهر و ، تو در عرش مىكنى پرواز * گرفته‌اند ملائك تو را ركاب مگر ؟ امير قافله را سر به چوب نيزه چراست ؟ * زمانه لال شد از دادن جواب مگر ؟ سرت به نيزه اذان گفت ، كاروان لرزيد * نشسته هيبت توفان در اين خطاب مگر ؟ نگاهت از سر نى بيمناك طفلان است * گشاده بال به ره باز اضطراب مگر ؟ دوان به‌سوى پدر ، كودكان آبله پاى * گرفته‌اند از آنجا سراغ آب مگر ؟ فراز نيزه چه غوغاى عالم افروزى است ! * فرود آمده تا نيزه ، آفتاب مگر ؟

غنچهء وحى

اى سرافرازترين بارقه در كوكبتان * عصمت عشق نهان در حرم مذهبتان مگر از كوفه گذشتيد و از آن مسجد عشق * كه نشان دارد از ايمان و شرف مركبتان خيمه در هفت سراپردهء افلاك زده است * نيم‌شب‌ها گل تكبير ز هر يار بتان
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 247 | سيد محمد باقر برقعى