با من از جمشيد ، از زرتُشت ، از فرِّ كيان * از سرودِ گاتها ، از روزگارِ باستان
با من از پندارِ نيك و با من از كردارِ نيك * با من از بخشايشِ آن مهربان دادارِ نيك
با من از آيينِ رادى ، مردمى ، آزادگى * با من از دريادلانِ عشق ، از دلدادگى
با من از شادىّ عيد و سُفرههاىِ هفت سين * از شميمِ سُنبل و آن لالههاى نازنين
با من از افسونِ شمع و سايه روشنهاى نور * رقصِ نرمِ ماهيان ، در تنگىِ تُنگِ بلور
با من از آن گندم نورسته در ديسِ سپيد * از نشاطِ كودكانه ، از سُرورِ صبحِ عيد
با من از سيب و سُرود و سبزه و سرو و سبو * با من از بخشايشِ آن مهربان دادارِ نيك
از كتابِ حافظِ شيراز ، آن داناىِ راز * از ترنمهاىِ تار و از نوازشهاىِ ساز
با من از گشت و گذارِ سيزده در كوهسار * با من از شوقِ نسيم و لالههاىِ بىقرار
با من از رقص لطيف و چابكِ پروانهها * بوسهء باران به روىِ سبزهزارِ با صفا
با من از خاكِ وطن ، از خطّهء شيران بگو * اى نسيمِ نوبهارى ، با من از ايران بگو .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٣٠