تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
آستان قدس را با افتخار * جملگى بوسند در ليل و نهار تاجر و كاسب ز خُرد و هم كلان * نوكر دولت چه از پير و جوان كعبهء آمالشان باشد خدا * پيشواى شيعه در روز جزا شكر لِلَّه كز شمول فيض ربّ * شد مجاور بندهء عاصى « ادب » تا مگر بار گناهش كم شود * در جوار حضرتش بىغم شود

نماز

خدايى كه رحيم و چاره‌ساز است * به ما گفته ستون دين نماز است مسلمان امر او اجرا نمايد * به قدر فهمش از عهده برآيد ز هرچه نهى فرموده شود دور * كه قلب وى شود روشن‌تر از نور چنانچه غير از اين راه دگر رفت * ز فرمان خداوندى به در رفت دروغ و حيله را سازد شعارش * كجا مقبول مىگردد نمازش ز درگاه الهى رانده گردد * به كار خويشتن درمانده گردد در اين صورت مدقّق دقّتى كن * به تغيير رويّه همّتى كن تويى از پيروان دين اسلام * كلام حقّ به تو گرديده اعلام كنون انديشه كن كس را ميازار * خدا و خلق را راضى نگه‌دار

سنگ مزار

اينكه خسبيده در اين خاك سياه * زين جهان رفته و گرديده تباه « كاظم » است و « ادبى » شهرت او * روحش آزاد و بود چشم‌به‌راه تا بيايند و ببينند سر تربت وى * عوض لاله و گل سبز شده تخم گياه غير ديدار زن و بچه و خويشان غيور * آرزوى دگرش نيست و به‌جز نيم‌نگاه طالب خيمه و خرگاه نباشد ز كسى * چون‌كه خود هيچ نرفتى به‌سوى حشمت و جاه بد نكرده است به دنيا و ز حقّ مىخواهد * گر خطا كرده كنون بگذرد از جرم و گناه