آستان قدس را با افتخار * جملگى بوسند در ليل و نهار
تاجر و كاسب ز خُرد و هم كلان * نوكر دولت چه از پير و جوان
كعبهء آمالشان باشد خدا * پيشواى شيعه در روز جزا
شكر لِلَّه كز شمول فيض ربّ * شد مجاور بندهء عاصى « ادب »
تا مگر بار گناهش كم شود * در جوار حضرتش بىغم شود
نماز
خدايى كه رحيم و چارهساز است * به ما گفته ستون دين نماز است
مسلمان امر او اجرا نمايد * به قدر فهمش از عهده برآيد
ز هرچه نهى فرموده شود دور * كه قلب وى شود روشنتر از نور
چنانچه غير از اين راه دگر رفت * ز فرمان خداوندى به در رفت
دروغ و حيله را سازد شعارش * كجا مقبول مىگردد نمازش
ز درگاه الهى رانده گردد * به كار خويشتن درمانده گردد
در اين صورت مدقّق دقّتى كن * به تغيير رويّه همّتى كن
تويى از پيروان دين اسلام * كلام حقّ به تو گرديده اعلام
كنون انديشه كن كس را ميازار * خدا و خلق را راضى نگهدار
سنگ مزار
اينكه خسبيده در اين خاك سياه * زين جهان رفته و گرديده تباه
« كاظم » است و « ادبى » شهرت او * روحش آزاد و بود چشمبهراه
تا بيايند و ببينند سر تربت وى * عوض لاله و گل سبز شده تخم گياه
غير ديدار زن و بچه و خويشان غيور * آرزوى دگرش نيست و بهجز نيمنگاه
طالب خيمه و خرگاه نباشد ز كسى * چونكه خود هيچ نرفتى بهسوى حشمت و جاه
بد نكرده است به دنيا و ز حقّ مىخواهد * گر خطا كرده كنون بگذرد از جرم و گناه