تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
ويراستارى مجلهء پيام دريا را نيز به عهده داشت و در حال حاضر نيز مديريت كاوش‌كدهء علوم و فنون بنياد علمى فرهنگسراى خاوران را عهده‌دار است . ترابىزاده كه تخلص احمد را براى شعر خود برگزيده مىگويد : « از آغاز نوجوانى تفأل با ديوان حافظ را از مادرم و شاهنامه خوانى را از برادرم آموختم و از همان زمان شعرگونه‌هائى مىگفتم و براى بچه‌ها مىخواندم و هنگام تحصيل در دبيرستان به ويژه سال ششم ادبى با وزن و آهنگ شعر آشنا شدم و در دانشگاه با راهنمائى استادان كوشيدم تا در شاعرى به‌سوى كمال گام بردارم امّا خود بر اين باورم كه در اين راه هرگز به نقطهء مطلوب نرسيدم و اين آتش همانند آتش دل به سردى و خاموشى گرائيد . »

شب غريب

نه دربانى كه بگشايد به روى من درى امشب * نه پايى تا كنم عزم ديار ديگرى امشب نه ساقى تا از آن گلگون شراب زندگى بخشش * نثارم سازد اندر دامن گل ساغرى امشب نه عشقى تا به دامان بتى دلجوى آويزم * نه شوقى تا زنم در آسمان بال‌وپرى امشب درون سينه‌ى سردم دلى تب‌دار مىسوزد * بسان آتشى اندر دل خاكسترى امشب خدايا شب دراز و شهر خاموش است و من تنها * به جانم از غم افتاده است گويى اخگرى امشب به گرد خود نمىبينم به‌جز خاموشى و ظلمت * نه هم دردى نه دلجويى نه يار و ياورى امشب به روز من اسير غربت و تنهايى اى « احمد » * نباشد اندر اين عالم الهى كافرى امشب
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 188 | سيد محمد باقر برقعى