تب اميد ز موج گلشهن چو مىريخت * خون خورشيد به شط سخنم مىزد جوش
گرچه كه ميكده از طرز بيانم نه عجب * كه من و ساقى ساغر سخنان دوش به دوش
مىگذشتيم سيهمستتر از بادهء مست * به هواى رخش از كوچهء رندان خاموش
نقش جهان
بوى ترا نهفتهام در گُل باغ باورم * قطره به قطره مىچكد عطر غزل ز دفترم
واژه گلاب مىشود لفظ شراب مىشود * حرف كتاب مىشود تا كه توئى برابرم
شعر توئى سخن توئى تازه توئى كهن توئى * موج نوئى كه مىزند آب به كشتِ خاطرم
روى ز من نهان مكن غيبت ناگهان مكن * از پى امتحان مكن شهرهء شهر ديگرم
شوق رهائيم مبين بالگشائىام مبين * دام ترا قنارىام بام ترا ، كبوترم
زوق توئى هنر توئى رنگ توئى اثر توئى * نقش جهان مگر توئى بىتو ز نقش كمترم
شيون زندهرود من گريه من و سرود من * هشتبهشت گيتىاى شهى از تو ساغرم
مهر شود شكفتهتر چشم طرب نخفتهتر * كوچه عشق رُفتهتر چون تو درآئى از درم
رامش جانى ؟ ؟ ؟ لحظه به لحظه با منى * بوى ترا نهفتهام در گل باغ باورم
فرياد عالمگير
در غزل فرياد عالمگير پنهان كردهام * دامن نيزار سبزم شير پنهان كردهام
با همه مخمل زبانى در برش مانم به تيغ * در ميان موج گل شمشير پنهان كردهام
تا اجاق كور سوز عشق را روشن كنيد * آتشى در ناله شبگير پنهان كردهام
سايه تسليم از ميدان رزمم دور باد * خشم را در هر نگاهى تير پنهان كردهام
آسمان در آسمان دروازهء فتح من است * در غزل فرياد عالمگير پنهان كردهام
هميشه سرد
اى مهربانتر از مهرِ گرم صميمى من * نوروز مهرگان سوز سبز قديمى من