تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
3 - امشب صداى تيشه ( درآمدى بر خسرو شيرين نظامى ) از انتشارات پرسش چاپ قم ( 1373 ) 4 - افسانه اصفهان آبى ( مثنوى بلند همراه تصاوير معاريف اصفهان ) از انتشارات آتروپات ( 1371 ) 5 - باغهاى چوبى ( جمال‌شناسى پنجره‌هاى رنگين ايرانى ) از انتشارات سازمان رفاهى تفريحى شهردارى اصفهان ( 1377 )

شعر خدا

اى مثل زيبائى رها در كوچهء آئينه‌ها * از پشت ديوار سحر خورشيد مىخواند ثرا آن گيسوان زرفشان چون آبشار كهكشان * بر آسمانم ناگهان ريزند باران طلا مىدانم و مىدانىام مىخوانى و مىرانىام * از قهر ميميرانىام تا زنده سازى از وفا نوروز تا پائيز من پيغام تو پرهيز من * از صبح و شب لبريز من هم تيرگى هم روشنا پيش از طلوع ما و من ، من با تو مىگفتم سخن * خنياگرى با صد دهن در من ثرا مىزد صدا نيلوفر مردابىام چون خواب دريا آبىام * خزابىام خيزابىام دستم بگير اى آشنا افسون ياس و باد تو ماهِ بلند ياد تو * اسم كوچه اسم ميعاد تو در اين شب بىانتها آشوب كن آشوب كن خاكِ خِرَد جاروب كن * انديشه را مصلوب كن بشكن چليپاى مرا خاموش گويان توام لال سخنران توام * گنگِ غزل‌خوان توام اى شيرين شعر خدا

كوچه رندان

همه گلبرگ تبسّم ، همه گل‌خندهء نوش * باز مىگشت ز مهمانى شب مخمل‌پوش عرق‌آلود چو آئينهء باران زده بود * پاى تا سر همه لبخند ، سراپا آغوش شعر تر ريخته جاى نظر از نرگس چشم * عرق آويخته جاى گهر از لالهء گوش مىشكستند بهم ، شيشهء تاريكى شب * ساق الماس‌شكن سينهء مهتاب‌فروش مىتراويد ز ياس بدنش عطر نياز * نيست مىشد ز خيال دهنش هستى هوش