3 - امشب صداى تيشه ( درآمدى بر خسرو شيرين نظامى ) از انتشارات پرسش چاپ قم ( 1373 )
4 - افسانه اصفهان آبى ( مثنوى بلند همراه تصاوير معاريف اصفهان ) از انتشارات آتروپات ( 1371 )
5 - باغهاى چوبى ( جمالشناسى پنجرههاى رنگين ايرانى ) از انتشارات سازمان رفاهى تفريحى شهردارى اصفهان ( 1377 )
شعر خدا
اى مثل زيبائى رها در كوچهء آئينهها * از پشت ديوار سحر خورشيد مىخواند ثرا
آن گيسوان زرفشان چون آبشار كهكشان * بر آسمانم ناگهان ريزند باران طلا
مىدانم و مىدانىام مىخوانى و مىرانىام * از قهر ميميرانىام تا زنده سازى از وفا
نوروز تا پائيز من پيغام تو پرهيز من * از صبح و شب لبريز من هم تيرگى هم روشنا
پيش از طلوع ما و من ، من با تو مىگفتم سخن * خنياگرى با صد دهن در من ثرا مىزد صدا
نيلوفر مردابىام چون خواب دريا آبىام * خزابىام خيزابىام دستم بگير اى آشنا
افسون ياس و باد تو ماهِ بلند ياد تو * اسم كوچه اسم ميعاد تو در اين شب بىانتها
آشوب كن آشوب كن خاكِ خِرَد جاروب كن * انديشه را مصلوب كن بشكن چليپاى مرا
خاموش گويان توام لال سخنران توام * گنگِ غزلخوان توام اى شيرين شعر خدا
كوچه رندان
همه گلبرگ تبسّم ، همه گلخندهء نوش * باز مىگشت ز مهمانى شب مخملپوش
عرقآلود چو آئينهء باران زده بود * پاى تا سر همه لبخند ، سراپا آغوش
شعر تر ريخته جاى نظر از نرگس چشم * عرق آويخته جاى گهر از لالهء گوش
مىشكستند بهم ، شيشهء تاريكى شب * ساق الماسشكن سينهء مهتابفروش
مىتراويد ز ياس بدنش عطر نياز * نيست مىشد ز خيال دهنش هستى هوش