تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

صلاى عشق

شهر غمم ، شعر خزانم ، بىتو بىتو * شب‌هاى قطبم ، تيره جانم ، بىتو بىتو از اين شب بيگانه كيش شوم رفتار * خود را چگونه وارهانم ، بىتو بىتو اى چشم‌هايت زنبق سيراب خورشيد ! * من باد سرد مهرگانم ، بىتو بىتو مرغ غريب غُربت‌آلودم كه هرگز * پرواز آزادى ندانم ، بىتو بىتو اى در جهان عاشقى بانوى پيروز * تنهاترين مرد جهانم ، بىتو بىتو من از كتاب قلب خونينم چگونه * فصل تغزّل را بخوانم ، بىتو بىتو غرق سكوتم ، اى صلاى صولت عشق ! * خاموش شد مرغ زبانم ، بىتو بىتو اى شوكت ديدار تو منظومه‌اى دور ! * صبر جميل كهكشانم ، بىتو بىتو

رقص نسيم

تو نقش ناب صفايى بهار آينه‌اى * شكوه و روشنى برقرار آينه‌اى تو رقص نرم نسيمى ميان باغ شراب * به شوره‌زار دلم چشمه‌سار آينه‌اى مگو ز حسرت ظلمت لب تو مىگويد * كه از قبيلهء نور و تبار آينه‌اى به چشم آينه بايد سپرد ديدهء خويش * چو دل‌نوازترين دوستدار آينه‌اى كنار آينه مىآيم و تو را بينم * به‌سان خرمن گل در كنار آينه‌اى تو اى بزرگ‌ترين آينه در اين عالم ! * چرا هميشه چنين بىقرار آينه‌اى ؟ هميشه با تو توان عزيز ماندن هست * كه همچو سادگى ماندگار آينه‌اى

غزل سياه

اى چشم شب‌نماى تو جادوگر سياه ! * زلفت سكوت ساحل نيلوفر سياه ! دستم غريو شعلهء جوشان آفتاب * در سايه‌سار زلف تو اين لنگر سياه سر مىزنى ز بستر من چون نهال نور * در ژرفناى اين شب غم‌گستر سياه دست نگاه تشنهء بىطاقتم مُدام * كوبد به چشم‌هاى خموشت درِ سياه