است . وى از دوران تحصيل ابتدايى قريحهء شاعرى او بيدار گشت و نخستين شعرى كه در كلاس سوم ابتدايى سرود اين بيت بود :
به عشق آن علىّ راسخ خوب * همه شبها به عشقش مىكنم روز
و در كلاس پنجم ابتدايى دوبيتى زير را سرود كه در اطلاعات بانوان به چاپ رسيد :
پريشان مرغك بشكستهبالم * خروشان موج درياى خيالم
همآغوشم به تنهايى و اندوه * دگرگون حالت و قامت هلالم
اجتهادى در سرودن انواع شعر تواناست ، امّا بيشتر براى شعرش از قالب غزل بهره مىگيرد . آثار زير را شاعر و پژوهشگر ارجمند ، محمّد مهدى مظلومزاده ، برايم فرستاده است .
اى روزگار گمشده
اى روزگار گمشده ! بگشاى ديدگان * بشنو ز درد ، زارى زانوخميدگان
بيدارى عبور ، دريغا كه هيچ نيست * در خوابهاى باطل اين آرميدگان
اى مرد ! اى تجسّم اندوه و انتظار * وامانده از تبار به انسان رسيدگان
اكنون چه مىكنند در اين ورطه گاه خوف * تار خيال و وهم به هستى تنيدگان
سيل شنيدهها و خبرهاست بىگمان * جارى كنار خانهء اين ناشنيدگان
آه اى سوار دريا ، اكنون چه مىكنى ؟ * با ازدحام هرزهء دريا نديدگان
اى واقعيتى كه تهى از حقيقت است * در شهرهاى بىسر و شور لهيدگان
پرچم به دوش مىگذرند از مسير خاك * بر شاخههاى عمر گل عشق چيدگان
اى صبح !
ز باران مگو ، همچو باران ببار * سحر باش و بر سبزهزاران ببار
چو از ؟ ؟ ؟ تابندهى آذرخش * به آفاق شبزندهداران ببار