تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤

دست و روى ماست امّا . . .

تا ز خون ديده ما را گشت روى زرد ، سرخ * كى شود از شرم پيش منّت نامرد ، سرخ روسياهى ماند بر ارباب زور و دى گذشت * دست و روى ماست ، امّا زان هواى سرد ، سرخ پنجهء مرجان بود گلرنگ از سيلىّ موج * پيش نامردم شود از فيض غيرت مرد ، سرخ نيست هر تردامنى از حلقهء آزادگان * ابر نيلى هست از خورشيد تنها گرد ، سرخ تا نباشم شرمگين پيش سيه‌كاران ز عجز * ديده را نازم كه ما را ساخت روى زرد ، سرخ طبع آتش‌خيز من كى افسرد در خاك مرگ * لاله بر خاكم شود جاى سخن از درد ، سرخ چوب دار خويش را مىكرد « آهى » سبزتر * تا زبانى در دهان طبع مىپرورد ، سرخ

رمز و راز

نه مىپائى عهد خود را ، نه مىمانى يك‌دو روزى * در افتادم - از پى تو ، به افغان و آه و سوزى دَرِ دل را بىتو بستم ، بيا با من ، تا كه هستم * رسان روزى را به شامى ، ببر شامى را به روزى هنوز اى جان ، دلنوازى ، هنوز اى دل جانگداز * هنوز اى گل ، فتنه‌سازى ، هنوز اى مه شب‌فروزى