تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
نپاييدى لحظه‌اى را ، كه را پويى ، راه پيكار * به كيوى پايبندى ، به مژگان ديده دوزى ز درياى چشم‌هايت ، توان جستن با نگاهى * از اشراق شرق ، رازى ، از اعماق شب ، رموزى تو را جان بىزوالى مرا درد باشكوهى * تو را صبح بىغروبى مرا آه سينه‌سوزى

آبى اشراق

سكر نگاه تراست ، خواب به دنبال * چشمانت را ، دو آفتاب به دنبال چشم تو ، اين فصلهاى آبى اشراق * مستى ، در پيش داشت ، خواب به دنبال وقتى مىرفت تا به مرز جدايى * ريختم او را ز ديده آب به دنبال عشق تو ، ما را فريب بود ، و فسون بود * ديده‌ام اين آب را ، سراب به دنبال راه برد تا مگر به مخمل زلفت * داشت شب از شوق ، ماهتاب به دنبال ياد شبى كز صداى پاى من و او * شور به ره بود و اضطراب به دنبال مىشدم از دست در عبور نگاهش * گفتى دارد مگر شراب به دنبال