ادب
ادب اصل سرمايهء زندگيست * ادب خود نشان از برازندگيست
كسى كه ادب دارد اندر وجود * به اوج فلك مىنمايد صعود
تو بر بىادب نام انسان مبر * وجودش بود باطل و بىثمر
كليد چنين گنج باشد « سلام » * سلام آورد بر تو عزّت مدام
سلام تو ، والايىِ روحِ توست * محبّت به بار آورد از نخست
تو خود مىشوى لايق احترام * اگر بر لبانت نشيند سلام
چنين پند نيكو ببايد شنيد * طريق ادب را ببايد گزيد
كه خوشبخت گردى و هم كامكار * سعادت نصيبت شود بىشمار
تواضع
بزرگى به علم است و عقل و كمال * نه بر سيم و زر ، نى به مال و منال
تواضع تو را شأن و عزّت دهد * تكبّر نيارد شكوه و جلال
تو با عزّت نفس گردى بزرگ * بود ماه ، زيباتر از هر هلال
چو مغرور گشتى ، شوى منزوى * ز نخوت به بالا رسيدن محال
به تنوير و تهذيب باطن بكوش * درون را بده صيقل و كن زلال
كه تا زندگانى تو را خوش شود * نبينى تو اندوه و رنج و ملال
خردمند دانا برد نام نيك * بود نام نيكو به دور از زوال
تواضع كن اى دوست ، فرزانه باش * نشايد تكبّر ز نيكوخصال
اميد
چو امّيد و رجا بيرون شد از دل * به سختى چيره گشتن هست مشكل
غريب كاروانى در بيابان * به مقصد مىرسد منزل به منزل
چو در گرداب و موج افتاد كشتى * رهى بايد گشودن سوى ساحل