نيما ( 1338 - 1276 )
على اسفنديارى ، معروف به نيمايوشيج ، در سال 1276 در دهكدهء يوش ، از قراى مازندران از مادر زاد . پدرش ابراهيم خان نورى از راه كشاورزى و گلهدارى روزگار مىگذرانيد .
نيما در زادگاه خود خواندن و نوشتن آموخت ، ازآنپس رهسپار تهران شد و در مدرسهء سنلويى ( كاتوليكها ) به تحصيل پرداخت و زبان فرانسه را نيكو فراگرفت و با ادبيات اروپايى آشنايى يافت و به گفتهء خودش در اثر تشويق نظام وفا به نظم شعر پرداخت ، اما حقيقت اين است كه قريحت روشن و تابناكش او را به نظم شعر رهنمون بوده است .
نيما در نتيجهء آشنايى با زبان فرانسه ، با ادبيات اروپايى آشنا گرديد و ابتكار و نوآفرينى را از اين رهگذر كسب كرد و تجدّد ادبى را در شعر آفريد و راهى نو در شعر فارسى گشود كه امروز او را به نام پيشگام و مبتكر شعر نو مىشناسند . با اين وصف ، به ادبيات توده بسيار نزديك است و قسمتى از اشعار محلى خود را به نام روجا سروده است .
خود دربارهء شعرش چنين گويد : « مايهء اصلى اشعار من رنج است و به عقيدهء من گويندهء واقعى بايد آن مايه را داشته باشد ، من براى رنج خود و ديگران شعر مىگويم . »
اشعار نخستين او با اينكه در قالب اوزان عروضى ساخته شده ، از مضامين نو و تخيلات شاعرانه بهرهاى بسزا دارد و از آثار اوليهء او را بايد منظومههاى مجلس ، قصهء رنگ پريده ، افسانه ، و براى دلهاى خونين ، نام برد كه در زمان خود موجب تحولى در شعر گرديد .
نيما در آثار بعدى خود اوزان عروضى شعر فارسى را مىشكند و شعرش را از چهارچوب وزن و قافيه آزاد مىسازد و راهى تازه و نو در شعر مىآفريند كه به سبك نيمايى