عجبى نيست مر آن آيت ربانى را * گر كند زنده ز نو حكمت لقمانى را
حجة الاسلام آمد لقبت زان كه به خلق * بشناسانى مر حجت يزدانى را
حجة الاسلام شاعرى توانا بود و در سرودن انواع شعر فارسى و عربى و تركى مهارت داشت و بيشتر اشعارش در مدايح و مراثى ائمهء اطهار و اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام است و او را به نام شاعر اهل بيت بايد ناميد . غزلياتش نيز با آنكه در مايهء مدايح و مراثى سروده شده ، اما داراى لطف و شور و حال خاصى است . مجموعهء غزلياتش به نام " آتشكده " مكرر به چاپ رسيد و سرانجام در دوازدهم ماه رمضان سال 1312 هجرى قمرى در سن شصت و چهارسالگى چشم از اين جهان فروبست .
از آثار و تأليفات اوست : صحيفة الابرار ، مفاتيح الغيب ، لآلى منظومه ، ديوان اشعار ، مثنوى دُرّ خوشاب ، رسالهء علم الساعه ، رسالهء لمح البصر ، رسالهء نصرة الحق ، و كتاب الفيه . نمونههاى زير از نظم اوست :
توسّل به حضرت ثامن الائمه ( ع )
نسيم قدسى ، يكى گذر كن * به بارگاهى كه لرزد آنجا
خليل را دست ، ذبيح را دل * مسيح را لب ، كليم را پا
نخست نعلين ، ز پاى بركن * سپس قدم نه ، بهطور ايمن
كه در فضايش ، به صيحهء لن * فتاده بىهوش ، هزار موسى
ز آستانش ، ملائك و روح * رساند بر عرش ، صداى سبّوح
به خاك راهش ، چو شاه مذبوح * رسل به ذلّت ، همى جبين سا
نسيم جنّت ، وزان ز كويش * شراب تسنيم ، روان ز جويش
حيات جاويد ، دميد بويش * به جسم غلمان ، به جان حورا
فلك به گردش ، پى طوافش * ملك به نارش ، ز اعتكافش
ز سربلندى ، نديده قافش * صداى سيمرغ ، نواى عنقا
مهين مطاف شه خراسان * امين ناموس ، ضمين عصيان
سليل احمد ، خليل رحمان * علىّ و عالى ، ولىّ و الا
بگو كه « نيّر » در آرزويت * كند ز هر گل ، سراغ بويت
مگر فشانَد ، پرى به كويت * چو مرغ جنّت ، به شاخ طوبى