گشته سرماى زمستان و فقيران سربهسر * لخت و گريان گوشهء بازار و اندر رهگذر
از بصر اشكش روان و قوت او خون جگر * او ز سرما خشك و اعيان را نباشد زو خبر
ظلم ظالم سربهسر بر باد گردد غم مخور * مىشود ايران ما آباد گردد غم مخور
هيچكس از حال اين ملّت چرا آگاه نيست * دست دزدان تا به كى زين مملكت كوتاه نيست
اى وكيلان چيست چاره اينكه رسم و راه نيست * اى وزيران ! بينوايان را به دل جز آه نيست
لطف حق بر بينوا امداد گردد غم مخور * مىشود ايران ما آباد گردد غم مخور
گوش شنوا كو ؟
تا چند كشى نعره كه قانون خدا كو * گوش شنوا كو
آن كس كه دهد گوش به عرض فقرا كو * گوش شنوا كو
مردم همگى مست و ملنگاند به بازار * از دين شده بيزار
انصاف و وفا و صفت و شرم و حيا كو * گوش شنوا كو
در علم و ترقّى همه آفاق عوض شد * اخلاق عوض شد
ما را بهسوى علم و يقين راهنما كو * گوش شنوا كو
عالم همه از خلعت نوراء مشعشع * گرديده مخلّع
در پيكر ما خلعت موزون و رسا كو * گوش شنوا كو
در خانهء همسايه عروسيست آملّا * بهبه ! بارك اللّه
آن شاخ نباتى كه شود قسمت ما كو * گوش شنوا كو
هر گوشه بساطى و شراب است و قمار است * ديگى سربار است
اى مسجديان امر به معروف شما كو * گوش شنوا كو
پرسيد يكى رحم و مروّت به كجا رفت * گفتم به هوا رفت