تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3501

مساهمون:

ص٣٥٠١

زبان حال زهراى اطهر ( س ) در لحظهء رحلت به حضرت على ( ع )

در دم مرگ زهراى اطهر * با دل زار و با جان مضطر گفت با ابن عم پيمبر * اى پسر عم ! امان از جدايى من چو رفتم از اين دار فانى * با يتيمان من تا توانى ، بعد مرگم بكن مهربانى * اى پسر عم ! امان از جدايى زينب من يتيم و فكار است * بىكس و مضطر و غمگسار است او ز من نزد يادگار است * اى پسر عم ! امان از جدايى اى شهنشاه ملك امامت * از غم من سر تو سلامت وعدهء ما و تو در قيامت * اى پسر عم ! امان از جدايى يا على ! عمر من بر سر آمد * روز هجر و شب آخر آمد قاصد مرگم از در درآمد * اى پسر عم ! امان از جدايى از فراق حسن نور عينم * در غم و ناله و شور و شينم وقت مردن به فكر حسينم * اى پسر عم ! امان از جدايى « 1 »
هامش
( 1 ) - « افسانه » اثر نيمايوشيج ، در اين وزن سروده شده است .