تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3504

مساهمون:

ص٣٥٠٤

در ششم محرم الحرام 1350 قمرى سروده شده

صغرا منم كه در وطن زار و حزينم من * دور از پدر بىياور و يار معينم من با غم قرين اندوهگين و دل غمينم من * جانم به لب آمد روزم چو شب آمد زين سخت جانى ، جان اندر عجب آمد * نى هدهد باد صبا سوى سبا آمد نى قاصدى نى نامه‌اى از كربلا آمد * نى بهر دلجويى برم يك آشنا آمد از بىپرستارى وز رنج بيمارى * دائم گرفتارم ، آه از گرفتارى شاه حجاز اندر عراق و نينوا باشد * شور مخالف بهر منصورى به پا باشد « 1 » پيوسته چشمانم به راه كربلا باشد * در انتظارم من ، بيمار و زارم من باشم به غم مدغم ، بىغم‌گسارم من * دارم اميد اين شام هجران را سحر آيد سوى وطن باب عزيزم از سفر آيد * نزد على اكبر والاگهر آيد از غم رها گردم ، شاد از وفا گردم * آزاده از قيد ، درد و بلا گردم « مينو » غم هجران صغرا را نهايت نيست * اين ماجرا را هم نهايت هم بدايت نيست در هر زمان در هر زبان جز اين حكايت نيست * از خلقت آدم ، اين شور و اين ماتم در عرصهء عالم ، بر پا بود هردم
هامش
( 1 ) - حجاز ، عراق ، نينوا ، شور مخالف ، منصورى ، نامهاى دستگاههاى موسيقى است .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3504 | سيد محمد باقر برقعى