باده نوشيم به آواز سرود * فارغ از مشغلهء بود و نبود
خاطر از بند غم آزاد كنيم * وز دليران وطن ياد كنيم
اى خوشا عهد فريدون و كيان * كه از ايشان شد چون خلد جهان
ياد جمشيد كه بر تخت شهى * صد چو خاقانش بودند زهى
يادى از تهمتن آن گرد دلير * كه نبوديش هماورد و نظير
اى بسا رزم به يك حمله شكست * پى بدخواه به شمشير گسست
ياد رويينهتن آن پهلو راد * كه چون او مادر ايّام نزاد
ياد بهرام كه در عرصهء جنگ * به ستوه آمد از او شير و پلنگ
ياد نوشروان آن پاك نهاد * كه از او ماند ره نيكى و داد
از خدا خواهم تا بار دگر * آيد ايّام غم و رنج به سر
تيرگيها همه بربندد رخت * باز بنمايد رو شاهد بخت
اين كهن كشور با نام و نشان * باز نو گردد با فرّ كيان
ترجمه از ادبيات خارجى
بلبل و خر
بلبلى سرخوش و شيرين گفتار * بر سر شاخ گلى داشت قرار
زير آن گلبن بر دامن دشت * از قضا پير خرى بود بگشت
سوى آن شيفته چون كرد نظر * خنده آمد ز طرب بر لب خر
گفتش اى قاصد زيباى بهار * رفته صيت تو به هر شهر و ديار
چه شود گر سخن آغاز كنى * نغمهاى خوش ز طرب ساز كنى
تا بگويم ز صفا بىكموكاست * بد و نيكى كه در آن طرفه صداست
در نوا آمد آن بلبل مست * رونق محفل ناهيد شكست
مهر خاموشى برداشت ز لب * كوه و صحرا همه آمد به طرب
كار از دست رها كرد شبان * وز دلش رفت به يكباره توان
دختر مهوش دهقان ز نشاط * رقصها كرد بر آن سبز بساط
بود در پاى گلى چشمهء آب * رفت از آن نغمهء مستانه به خواب
لحظهاى خر سرش انداخت به پيش * تا كه انديشد و جنباند ريش