وزن بود ، مخالف نبود . آثارى كه جداگانه از او به چاپ رسيده ، عبارتاند از : رنگها ، بيژن و منيژه ، ملا نصر الدّين در انگلستان ، فرياد زندگى ، دويست شاعر ، در زير تيغ دژخيم ، و چند اثر ديگر كه نمونههاى مختلف شعر او در آنها به چشم مىخورد . وى در نوزدهم مرداد ماه سال 1360 به علت عارضهء حملهء قلبى بدرود حيات گفت .
باغ ادب
عاقبت از آشنايان دشمنى ديديم ما * دوستان گفتند از اوّل اين و نشنيديم ما
با شگفتى مىكند از دور ما ، تاريخ ياد * بسكه در دوران خود ناديدنى ديديم ما
گرچه زد ساز مخالف دشمن و رقصيد دوست * در بر دشمن بساز دوست رقصيديم ما
بر تن صيّاد پيكان رفته از كف ، تير مرگ * زود مىشد زد و ليكن دير فهميديم ما
اين هنر اى دوست ما را بسكه در بزم سخن * عيب ما گفتند ، ياران و نرنجيديم ما
در نگارستان عشق حق بت امّيد را * حقشناسان سجده كردند و پرستيديم ما
گر سخن دشمن به حق گفت و به باطل راند دوست * گوش از اين بستيم و از آن سر نپيچيديم ما
كهتر از خود را نيفشرديم همچون آسيا * بر سر همسنگ خود پيوسته گرديديم ما
راه بيرون رفتن ما خار دامنگير بست * ور نه دامنها گل از باغ ادب چيديم ما
در محافل بىثمر اوقات ما از كف نرفت * تجربت اندوختيم و نكته سنجيديم ما
گاه گفتن گرم و هنگام عمل سردند « موج » * دوستان را تا كه ديديم اينچنين ديديم ما
هنوز
دانه ناديده در انديشهء داميم هنوز * رفت هر مرغى و ما بر لب باميم هنوز
پختگان خار ره فتح نمودند به ما * سوختيم از گل اين آتش و خاميم هنوز
با وجودى كه بسى شير ز زنجير گريخت * در كف روبه وحشتزده راميم هنوز
كاروان خيمه برافراشت به سرمنزل صبح * ما سپنديم كه در آتش شاميم هنوز
ساقيا ! از مى بيداد ، مترسان ما را * شيشه بر داد ، كه ما تشنهء جاميم هنوز
پا ز كف رفته و ما راه هدف مىپوييم * زندگى مرده و ما در پى كاميم هنوز
تهمت خصم ، پس از مرگ چه ننگى دارد * نكته اينجاست كه ما زنده به ناميم هنوز