موافق ( 1312 - 1250 )
مير سيد على اكبر نعمتاللّهى ، ملقب به موافق عليشاه و متخلص به موافق ، فرزند مير محمد اسماعيل ملقب به صابر عليشاه دوم ، در سال 1250 هجرى شمسى در اصفهان قدم به عرصهء گيتى نهاد و در سال 1312 بدرود حيات گفت و در تخت فولاد مدفون گرديد .
موافق ، ازآنپس كه خواندن و نوشتن را در مكتب آموخت به تحصيل علوم دينيه پرداخت و پس از فراگرفتن صرف و نحو و منطق و معانى و بيان به آموختن فقه و اصول نزد اساتيد عصر اشتغال ورزيد و چندى نيز از محضر ميرزا جهانگير خان كه از اساتيد معقول و منقول بود به فراگرفتن حكمت الهى پرداخت .
مرحوم حاج ميرزا عبد الحسين ذو الرئاستين دربارهء موافق مىگويد : « آن اديب يگانه و عارف فرزانه ، سيد السالكين و قدوة العارفين ، حاج ميرزا على اكبر موافق عليشاه ( روح اللّه روحه ) ، عارفى و اصل و حكيمى كامل و فاضلى ارجمند بود و ذوقى سرشار داشت .
معظمله از سادات عالىدرجات حسينى خاتونآبادى و پاقلعهء اصفهان بود كه از سن صباوت و كوچكى هوشى كافى و ذوقى صافى داشت . بارى موافقعلى از سن شباب با حقير مكاتبه و مبادله شعرى داشت ، و در سن هيجدهسالگى غزلى به اين مطلع سرود :
حلقه تا بر سر زلف تو گلاندام افتاد * هيچ دل نيست مگر آنكه در اين دام افتاد
در حضور رضوان جايگاه عم اكرم خود قرائت و تقاضاى دخول در رشتهء فقر و سلوك را نمود ، چون بيت ثانى را قرائت كرد :
در ازل پرده ميان من و دلدار نبود * در تعيّن شدم و كار به پيغام افتاد
فوقالعاده اين شعر در عم اكرمش مؤثر افتاد و در حال گريه چند مرتبه امر به تكرار فرمود .
بالاخره به دلالت پدر عالىگهر از عم بزرگوار تلقين توبه و ذكر يافت و در بدايت تخلص را