اميد من
رفتى تو و گريخت اميد از من * برتافت روى بخت سپيد از من
گفتم مرو ، اميد منى اى دوست * گفتى ببند چشم اميد از من
دستى كه خواستم بكشم بر چشم * پيراهن شكيب دريد از من
سروى كه خواستم بكشم در بر * دامن كشيد و رفت و بريد از من
گفتم به گريه ، جان منى بازآ * خنديد و آهوانه رميد از من
آخر بهجز وفا چه ز من سر زد * آخر به غير مهر چه ديد از من
دانم چرا گريخت ز من دانم * ليك اين حديث كس نشنيد از من
اشك دوست
لرزان و خموش و عشقانگيز * رخشنده و گرم و دامنآراى
يادآور رنج دورهء هجر * چون قافلهء خوشى سبكپاى
* * لغزنده بسان نور و بىرنگ * غمگين چو غروب بىپناهى
يادآور شوق دورهء وصل * فرخنده چو صبح پادشاهى
* * عاشقكش و دلگداز و سوزان * رسوا كن و شوخ و رازگستر
فرخندهتر از ستارهء صبح * ارزندهتر از هزار گوهر
* * تابنده و روشنا چو شبنم * شويندهء گرد از رخ گل
روشن كن ديدگان گلچين * افزون كن اشتياق بلبل
* * توفندهتر از خروش امواج * آرامتر از سكوت دريا
غلتيد ز چشم نرگس دوست * يك قطرهء اشك ژالهآسا
* * يك قطرهء اشك دانهآسا * افتاد ز چشم دلبر من
پر زد به هواى دانهء او * مرغ دل زودباور من