كرد و بعد طوفان و آتش و زروان و مصفا را برگزيد و در عين حال كمتر در شعر از تخلص استفاده مىكند . وى شاعرى توانا و در قصيدهسرايى به شيوهء اساتيد شعراى خراسان ، استادى و مهارت كامل دارد و غزلياتش نيز در همان مايه و از استوارى و استحكام لفظ و لطف كلام و مضامين بلند برخوردار است . نثرش نيز شيوا و پخته و رسا و از شيوهء خاصى پيروى مىكند .
دكتر مصفّا آثار و تأليفاتى نيز دارد و در متون نثر و دواوين شعر فارسى تحقيقات و تتبعات سودمندى انجام داده كه بعضى از آنها به چاپ رسيده و از آن جمله است :
پاسداران سخن ، قند پارسى ، تصحيح و چاپ كامل مجمع الفصحاء رضا قلى خان هدايت ، تصحيح ديوان سنايى غزنوى ، شرح حال و منتخب ديوان اشعار صفاى اصفهانى ، و چند اثر ديگر .
اشعار زير نمونههايى از نظم اوست :
نالههاى شبانگاهى
به عزم كويش اگر ز غربت شود كه بار سفر ببندم * ز موى شادى گره گشايم به كين ماتم كمر ببندم
گر آن نگار شكسته پيمان به خانهء من قدم گذارد * به غرفهء ديدهاش نشانم به خويش و بيگانه در ببندم
دوهفته ما هم اگر به ايوان من نشيند ، شبى به عمرى * ز ماه ايوان چرخ مينا دو چشم اختر شمر ببندم
نثار را تا فشانم از دل به خاك پاى مبارك او * به نوك مژگان ز اشك خونين هزار لعل و گهر ببندم
ور آن جفاپيشه يار ديرينه دل به يار دگر ببندد * قسم به مويش كه من نه آنم كه دل به يار دگر ببندم
اگر سرشك دو چشم خونين فسرده سازد دل نگارين * در آتش دل اگر بسوزم ، به اشك راه گذر ببندم
و گر نگاهم به چهر نازكتر از گل او زيان رساند * در آرزويش اگر بميرم ، به ديده راه نظر ببندم