شبهاى بىآرام كارون
شبهاى تاريك ،
شبهاى دلتنگ ،
شبهاى خاموش .
* شبها ، كه كور است آه ، كور است اين دو ديده !
شبها ، كه دور است آه ، دور است از سپيده !
شبهاى زير چتر غم ،
شبهاى دلگير ،
شبهاى زندان ،
شبهاى زنجير .
* شبهاى بىفانوس مهتاب
شبهاى مرداب !
* شبهاى سرد برگريزان
شبهاى درد مردمى ، در خود گريزان !
شبهاى پشت پردهء نه توى ظلمت
شبهاى غربت !
* شبهاى كنج انزوا ، بىذرّهاى نور ،
شبهاى مجبور !
* شبهاى مرگ زندگى ،
شبهاى بيداد
شبهاى فرياد .
*