شبها كه قوت مادران چشم بر در
با روح مالامال اندوه
بغض است و افسوس
واى است و زارى .
* شبهاى حيرت ،
شبهاى حسرت .
* در تنگنايى اين چنين تاريك تاريك ،
جان را اميدى زنده مىدارد كه فردا
فرداى نزديك ،
اين خلق خاموش .
* با صبح پيروزى كشد بانگ رهايى
پر مىگشايد در بهشت روشنايى .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3319
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٣١٩