گرفت و به شكوفايى رسيد و خود دراينباره چنين مىگويد : « چهل و پنج سال در مجلس درس استاد گرانمايه محمد على ناصح تلمذ كردم و هماكنون از محفل اديب بزرگوار استاد محمد على نجاتى و استاد دكتر خليل خطيب رهبر كسب فيض مىكنم و در حال حاضر بيش از ده هزار بيت شعر دارم . »
شاعر و محقق والامقام نياز كرمانى دربارهء كنىپور مىگويد : « هنگامى كه به من تكليف شد مطلبى دربارهء كتاب " غزالهء خورشيد " مجموعهء شعر مستى بنويسم ، از اين همه بزرگوارى در تعجب شدم ؛ زيرا مستى سمت استادى مرا داشته و هنوز هم دارد . سى سال پيش كه من جوانى كمتجربه بودم او كارهاى مرا مىديد و تصحيح مىكرد ، از اين روى خيلى جرأت و جسارت مىخواهد كه امروز من در باب شعر او چيزى بنويسم . »
مستى با اينكه در انواع شعر از قصيده و غزل و مثنوى طبعآزمايى كرده و از عهدهء آن به خوبى برآمده است ، اما مهارت و استادى او در غزل بيشتر مىباشد و به عنوان شاعرى غزلسرا مشهور و شناخته شده است .
سوگندنامه
الهى به دلهاى دور از گناه * به نامه سپيدان طالع سياه
به سايهنشينان ديوار غم * به خورشيدرويان بام عدم
به مستان از باده ، جان سوخته * به عشّاق از شكوه ، لب دوخته
به جانسوزى آتش التهاب * به بىتابى جان پراضطراب
به اشكى كه از شرم نايد فرود * به آهى كه آتش فروزد به دود
به ميخانهء عشق را هم بده * در آغوش مستان پناهم بده
* * الهى به سرمستى بيهشان * به شوريدگيهاى دردىكشان
به رندان دور از من و ما شده * به دامان از اشك دريا شده
به خون دل از ديده ريزندگان * به مستى ز هستى گريزندگان
نه شبهاى گمكرده راه سحر * به لبهاى بوسيده آه جگر
به خونيندلان سراپا سخن * كه لببسته ماندند در انجمن
مرا سينه از عشق پرشور كن * ز دل هرچه جز عشق او دور كن