مژده ( 1296 )
دكتر على محمد مژده ، فرزند عبد الحسين ، در سال 1296 هجرى شمسى در شيراز چشم به جهان گشود ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در همان شهر به پايان رسانيد .
مژده براى ادامهء تحصيل راهى تهران شد و در دانشكدهء ادبيات به تحصيل پرداخت و به دريافت ليسانس در رشتهء زبان و ادبيات فارسى توفيق يافت ، آنگاه دورهء دكتراى ادبيات را نيز پى گرفت و فارغ التحصيل گرديد . ازآنپس به تدريس در دبيرستانهاى تهران اشتغال ورزيد تا به استادى دانشگاه دستيافت .
مژده شعر و شاعرى را از دوران دبيرستان آغاز كرد . اشعارش در عين روانى و سادگى از لطف خاصى برخوردار است و آثار و تأليفاتى نيز از خود بهجا نهاد .
نمونههاى زير از شعر اوست :
شمع جمع
هركه را بر جگر از عشق گلى خارى نيست * خبر از حال دل مرغ گرفتارى نيست
حال دل بر كه نمايم كه بجز چشم فلك * وان هم از بهر ستم ديدهء بيدارى نيست
آتشى هست در اين خانه كه دودى پيداست * تا نباشد شررى آه شرربارى نيست
شمع جمعم كه پس از سوختن شام و سحر * همچو روز سيهم باز شب تارى نيست
عمر در راه وفا شد به سر و بر سر من * گاه بردن كرم يار وفادارى نيست
دولت آن بود كه در دست فتد دامن دوست * ور نه جان باختن اندر طلبش كارى نيست
آه كز مرگ نشان ديدم و بر شاهد جان * فرصتى تا برسد مژدهء ديدارى نيست