ياد باد آن مهر تابان ياد باد ! * رقص جمع مهربانان ياد باد !
شب ز كردستان ويران و خموش * بانگ « شيرين جان » نمىآيد به گوش
بارگاه خسروى بر بار رفت * « قصر شيرين » از پى فرهاد رفت
اوج پرواز پرستوهاى شاد * در افقهاى رهايى ياد باد
* * شب خدايا ! كى به آخر مىرسد ؟ * روز ديدار عزيزان مىرسد ؟
آه ! آيا زنده مىمانم كه باز * در حريم دوست بگذارم نماز ؟
رؤياى زندگى
در جلوهگاه روشن صبح بهار عمر * در نقش سايههاى هوسخيز آرزو
آنگه كه نغمههاى نشاطآور اميد * با دختر خيال درآيد به گفتگو
* * آنجا كه لالههاى بهارى شكفتهاند * چون جامهاى باده خوابآور شباب
سرمست بوسههاى شراب اميد و عشق * چشمان دخترى شده غرق خيال و خواب
* * هر جام لاله ، جلوهء يك آرزوى اوست * در نقش آن ، نشان صفايى نهفته است
عشق و اميد و شادى و زيبايى و مراد * اينجاست بسترى كه بر آن مست خفته است
* * در خواب ناز تكيه بر افسون گل كند * آسوده از دورنگى چرخ ريا سرشت
با چشم بسته كى نگرد بر كتاب عمر * كانجا چهها ز غارت باد خزان نوشت
* * فرياد من ، ميان لبم محو مىشود * كاى نوعروس خفته ، خدا را به هوش باش
اين تكيهگاه نيست ، بر آن سر منه به ناز * اين است آنچه هست ، بر اين قصّه گوش باش
* * امّيد جلوههاى فريباى زندگىست * همچون سراب ، تشنه تو را مىكشد به خويش
وين پرنيان ابر كه افتاده بر كوير * دارد تنى ز نيزهء خورشيد ريشريش
* *