و سينههاتان
چون طبلهاى كوچك
- هنگام كه بر آن نمىكوبند -
مجموعهء همه صداهاى خاموش است ؛
اى حنا بسته دستان !
عروس همارهء مرا به ياد آوريد
كه جاودانه در حجلهء خون خفته است ؛
و هر پگاه
شفق
گيسوانش را
بر شانهء آفتاب
مىافكند
و صداى « رگبار » سرب
ترانهء هميشهء اوست
كه شهادت را
« مبارك باد » مىگويد .
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3038
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٠٣٨