بايد ميليونها دست پينه بسته را
با فروتنى گل رس
در كورهپزخانهها
بوسيد .
فرصت كم است
بايد راه افتاد
بايد هزاران زالو را
در جادهء ابريشم
زير پا ، ماليد .
بايد زالوها را
از مزارع برنج برچيد
بايد يكدو گام گهى برگشت
و چو پايههاى پرچين را
جابهجا كرد
و گردونههاى افتاده را
برداشت
بايد كاشت
بايد
كشت مارچوبه را از سر گرفت
و مهرهء مار را
دور انداخت
بايد پرواز را
از مرغان مهاجر آموخت
- از سينه سرخها -
بايد پرزينتى درناها را
از كلاهخود نادرها
برداشت
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 3036
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٣٠٣٦