و با آن
تمام كتاب نون و القلم را
رونويسى كرد .
بايد كاسهء بسيارى از سرها را
افكند
و خلطهاى كينه را
در خلاى آن
تف كرد !
بايد گلوى تنگ سحر را عمل كرد ،
با فرياد
بايد سپيده را
به افريقا فرستاد
و سپيدى را
تبعيد كرد .
* فرصت كم است
بايد راه افتاد . . .
حجلهء خون
حنا بسته دستان را بگو :
اى عروسان امشب !
كه گلگيسان را به ستاره آذين كردهايد
و در هودجى از كهكشان
به شويخانه مىرويد !
چشمانتان ياس كبود را
در چشمه به رقص واداشته است