تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2994

مساهمون:

ص٢٩٩٤

غم‌نامه براى فريدون توللى

از ديده جاى اشك بسى خون گريستم * خون در عزاى مرگ فريدون گريستم بر كاروان كه قافله‌سالار خويش ديد * بازيچهء بلاى شبيخون گريستم بر باغبان پير كه در بوستان شعر * آورده سر ز پنجره بيرون گريستم ايدر هوا گرفته و ايدون شكسته دل * من خود به سوك ايدر و ايدون گريستم آزاده را فلك به‌جز از جام خون نداد * اندر جفاى اين فلك دون گريستم ليلاى شور و حال حصارى شده‌ست و من * بر سر زنان به شيوهء مجنون گريستم آوارگان وادى سيناى ذوق را * موسى صفت ز رحلت هارون گريستم اندر « كوير » تشنه دريغا به مرگ دوست * دريا صفت به جلگه و هامون گريستم اندوه مرگ او نه چنان سوخت دل كه من * گويم چگونه سوختم و چون گريستم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2994 | سيد محمد باقر برقعى