با من افتاده كج تابد سپهر كجمدار * گوئيا من هم ز چشم روزگار افتادهام
كس به بازى هم نمىگيرد مرا در جمع خويش * كودك محزون از بازى كنار افتادهام
باختم سرمايهء هستى به پاى مهر دوست * در قمار عشق از داروندار افتادهام
از شعاع جان من پروانه را پرهيز نيست * پرتو كمرنگ شمعى بر مزار افتادهام
بوتهء خشكيدهء خارم كه رويد در « كوير » * تكدرختى تشنهام كز برگ و بار افتادهام
دريغ
مرا ز هرچه وفا بود سير كردى و رفتى * شكوه عشق و صفا را حقير كردى و رفتى
ز كودكان لب از شير ، ناگرفته ، بريدى * به جامشان همه خون جاى شير كردى و رفتى
تو قهرمان شرف را به دام خويش كشيدى * تو شهريار ادب را اسير كردى و رفتى
تو تركزاده در آغوش سرو ناز ! جوان باش * چو ترك صحبت اين رند پير كردى و رفتى
به زير برف هوس همچو كبك چهره نهفتى * ز فرط شرم مرا سربهزير كردى و رفتى
خداى قطرهء باران رحمتت بچشاند * كه بوستان دلم را كوير كردى و رفتى
گريختم ز تو اى از حيا گريخته زيرا * كز اين گريز مرا ناگزير كردى و رفتى
دريغ دارم از اين رفتنت ولى چه دريغى * دريغ آنكه بدين پايه كردى و رفتى
گل اميد
دلى كه شاد بود اندر اين زمانه كجاست ؟ * سرودن غزل ناب را بهانه كجاست ؟
نهال عشق بخشكيد در دلم افسوس * ترانههاى جگرسوز عاشقانه كجاست ؟
درخت عمر ، پر از شاخ و برگ من پژمرد * پناهگاه كجا رفت و آشيانه كجاست ؟
شرار سركش و توفندهء اميد و نشاط * كه مىكشيد ز بام دلم زبانه كجاست ؟
شكوفهها همه بر شاخ آرزو خشكيد * اميدهاى فريباى كودكانه كجاست ؟
سكوت سرد و غمافزاى روزگارم كشت * نشاط كو ؟ لب خندان چه شد ؟ ترانه كجاست ؟
شرابخوارهء گمكردهخانه را مانم * نشان خانه نخواهم ، شرابخانه كجاست ؟
من خزانزده را با بهار الفت نيست * بهار را به دل خستهام ، نشانه كجاست ؟
گرفتم آنكه وزد بر « كوير » باد بهار * گل اميد كه در دل زند ، جوانه كجاست ؟