تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 2284

مساهمون:

ص٢٢٨٤

طواف كعبهء دل

« اگر بيگانه در غرقاب عشقى در شنا باشد * ز پا منشين و دستش گير شايد كاشنا باشد » نگيرم دستش ارچه دستگيرى حقّ ما باشد * غريقى را كه در گرداب عشقى در شنا باشد يقين مىدان كه تا در بحر عشقى غرق ناگردد * نگردد ناخداى بحر كس گر با خدا باشد نمك‌زاريست جانسوز ارچه عشق تابناك ، امّا * سگ نفست بگردد پاك گر در آن فنا باشد اگر بيگانه را با تو سر مهر و وفا باشد * بسى بهتر ز يار بىوفايى كآشنا باشد وفا نيكوترين جنسيست در بازار مهرويان * كه هركس طالب است آن گر همه اهل جفا باشد وفا و مهر و دلجويى و دلدارى سراسر را * قبايى دان كه بر آن قامت و بالا رسا باشد وفا هركس كه دارد بالضّروره او صفا دارد * كه شرط اوّل اهل وفا بودن صفا باشد وفا جويى جناب مولوى « 1 » را ، درك كن صحبت * كه جسمش همچو اسمش مظهر مهر و وفا باشد طواف كعبهء دل كن « صفا » و مروه را بگذار * اگر قصد تو لِلّه است ، رويت با خدا باشد

شيرين كام

دلم خوش است كه در هول روز رستاخيز * به غير عشق توام نيست هيچ دست‌آويز ز سوختن نروم از برت كز آتش شمع * كسى نديده كه پروانه را بود پرهيز
هامش
( 1 ) - منظور محمد هادى مولوى گيلانى ملقب به وفا عليشاه است .